نوشته ها

گاهی وقت ها دل آدم میگیره

يكشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۲۶ ب.ظ

گاهی وقت ها دل آدم میگیره

برای چی؟

گفتنی نیست

از کی؟

از همه!

از همه ی همه...

حتی خدا!

دلت از خدا میگیره،

دلت از بنده های خدا میگیره،

دلت از روزگار میگیره،

دلت از چیزهایی که بهشون امید بستی و یهو جلوی چشمت نابود میشن میگیره،

دلت ناخداگاه دلگیر میشه،

غمگین میشه،

حتی گاهی دلت از اون معصومینی میگیره که با هزارامید و آرزو بهشون توسل میکنی،

التماس میکنی،

خواهش میکنی،

از جون و دل براشون مایه میذاری، نه برای اونا، برای رضای خدا،

نه برای گرفتن حاجات، هیچ توقعی هم نیست که اگر کار کوچیکی انجام دادم حتما مزدش رو هم بهم بدن

ولی...

بعد یا دست خالی برمیگردوننت

یا انقدر کم و قطره چکون بهت میدن که دیده نمیشه توی این وضع فلاکت بار

که از طرف دیگه چندین و چند برابرش رو توی اتفاقات مختلف ازمون میگیرن...

دلت میگیره میبینی خیلی ها که خیلی چیزا رو قبول ندارن و اعتقاد ندارن چقدر راحت و بی دغدغه توی زندگی پیشرفت میکنن و به آرزوهاشون میرسن و...

من...

منی که معتقدم! پای اعتقاداتم حاضرم جونم و تمام اعضای بدنم و تک به تک بدم

آخرش انقدر توی روزمرگیها مورد اذیت و ازارِ ابر و باد و مه خورشید و فلک قرار بگیرم که آه از نهادم بلند بشه

که بگم کم آوردم

خدایا

کم آوردم

میشنوی

یا باز هم داری امتحان میکنی

یا باز هم داری مَشیت الهی رو روی بنده های کم ظرفیتی مثل من امتحان میکنی

خدایا

منم، یک بنده ی آدم! همون آدمی که به وسوسه های یک نفر سیب رو خورد و از درگاهت روندیش

خدایا

منم

بنده ات

مگه نگفتی توی قرانت که بنده های من از خودم کمک بخواهند

مگه نفگتتی توی قرآنت که بنده های من میتونند برای رسیدن به خواسته هاشون مقربین من رو واسطه قرار بدن

خب؟

چی شد پس؟

چرا هی امتحان میکنی؟

امتحان میکنی که بهم بفهمونی جنبه ندارم؟

ظرفیت ندارم؟

بنده ی خوبی نیستم؟

قبول

چرا انقد فشار؟

سختی؟

خودم میگم

خدایا،

پروردگارا

نیستم،

من ضعیفم!

جنبشو ندارم!

میشنوی؟

در برابر تو من ضعیفم

هیچم

کمکم کن

خسته شدم

به چه زبونی بگم که خسته شدم تا دستمو بگیری؟

برمیگردن میگن: آن که مقرب تر است، جام بلا بیشترش میکند

نخواستیم

این چه تقربیه که بنده ها باید زجر بکشن تا تقربشون بره بالا

سلیمان هم مُقرَب بود؟

مُقرَب بود که جن و انس و ملک در تسخیرش بودن؟

حسین ع هم مقرب بود، درست! توی اون شکی نیست،

ولی ینی باید همه اسیر بشن و دست و سرشون از بدنشون جدا بشه تا مورد تقرب خاصت قرار بگیرن تا توی آخرت باهاشون حساب کنی؟

نمیشه یه مقدار از اون دودوتا چارتات رو این دنیا بیاری

یکم این دنیا بهمون آسون بگیری؟

خدایا میشه کمکم کنی؟

ازت خواهش کنم چی؟

قسمت بدم چی؟

به گلوی 6ماهه حسین قسمت بدم چی؟

به ثارالله قسمت بدم چی؟

به فرق شکافته علی قسمت بدم چی؟

به 14معصومت قسمت بدم چی؟

دستمو میگیری؟

یکم بهم زندگی رو آسون میگیری؟

میشه یکم معنی رفاه و آرامش رو درک کنم؟

میشه تا وقتی به یکی میرسیم و باهاش صحبت میکنیم خجالت نکشیم که بغض چه چیزهای مسخره و کویچیکی توی گلومونه؟

میشه دستم رو بگیری؟

میشه وقتی به همرده هام نگاه میکنم حسرت نخورم که چه راحت و بی دغدغه راهی که باید میرفتن رو رفتن جلو و راه براشون هموار بود ولی برای من انقدر سنگها بزرگ بود که برای جابجا کردن هرکدوم یا کرم خورد شده و یا از خیر جابجا کردن سنگ گذشتم و راهم رو عوض کردم

خسته شدم!

میشنوی خدا؟

از بس عقب افتادم خسته شدم

از بس دست و پا زدم و جون کندم و هیچی نشده خسته شدم

از بس به چیزهایی که تو زندگیم خواستم و نرسیدم خسته شدم

نمیشه برای چند روز هم که شده دره خزونت رو واز کنی و اندازه همونایی که به گفته خودت مقربت نیستن و اهل دوزخن بهمون برکت بدی؟

به ما میرسه میشه برکت و قطره چکون و به اونا میرسه میشه هیزم جهنم و کوه کوه؟

ینی انقدر بیجنبه و بیظرفیت دیدی منو که اگه همون مقدار بهم روزی بدی منم میشم لامذهب؟

ینی از دستم بر نمیاد حسینیه بزنم؟

از دستم برنمیاد خیریه بزنم؟

از دستم بر نمیاد به بچه های نیازمند کمک کنم؟

ینی انقدر ظرفیتم کمه؟

اگه میدونستی همیین بنده ی بیظرفیتی هستم پس چرا اصلا آفریدی؟

چرا مثل بچه ای که دستش رو گذاشته روی مورچه ای که بار داره و روی اسفال داغ راه میره، هی فشارم میدی به زمین

توانشون ندارم

باور کن...

خدایا

خسته شدم

یه دل سیر آرامش میخوام

آرامش به همه ی معنی ها...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۲۰
هادی آذر

نظرات  (۳)

یا ارحم الراحمین
اشکم در اومد نه به این خاطر که نوشته شما اینطور بود بخاطر اینکه درکش کردم، حرفهای تکراری این روزهای من به خدا؛ چقدر سختی، چقدر دعا، چقدر صبر...
می بینم افرادی که بدی میکنند ولی چقدر راحت به آرزوهاشون میرسن و چقدر راحت جواب دعاهاشونو میگیرند...
یادم هست از دوستی شنیدم؛ خدا در قبال اونچه واقعا خواستارش هستیم و حسرتش رو در دنیا داریم در آخرت چندین برابر بمون پاداش میده. گاهی همین یک جمله آرام بخشمه...
التماس دعای فرج
آقا جان واقعا اشکم در اومد  

سلام: دوست عزیزم حرفاتون خیلیبه دلم نشست چون دقیقا چیزهایی هست که از دل برمیاد.........منم مثل شما گاهی ایمان و اعتقادم خیلی سست شده . هربار خاستم قدمی اشتباه بردارم از خدا شرم کردم ...

اما می بینم کسانی که همیشه بیراه ان اما وضعشون ازمن بهتره....

واقعا دل آدم میگیره نعوذ بالله اینه عدالت خدا؟ مگه بنده های مخلص خدا نمیشه طعم عشق و آرامش رو بچشن؟ دلم معجزه میخاددددددددددددد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی